زهرا جونزهرا جون، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

"زهرا" زیباترین هدیه خدا

و اما امروز...

خوب دختر گلم رسيديم به امروز كه 6 مهره.   امروز نوبت دكتر داشتم(راستي بهت نگفتم دكترم خانوم دكتر فريبا حقي يه). صداي قلب خوشكلتو دوباره هم شنيدم الهي فدات شم ماماني با اون قلب كوچولوت... خانوم دكتر سونو ام رو ديد اما گفت بايد يه سونو بررسي ناهنجاريهاي مادرزادي رو هم برام مينوشتن. (آخه براي نوشتن سونو پيش خودش نرفتم حسش نبود.) زنگ زدم از خانوم دكتر سجادي وقت سونو گرفتم. حالا قراره 20 مهر برم براي سونو. از يه نظر ناراحتم كه چرا بايد دوباره برم سونو شايد برات ضرر داشته باشه اما از نظر ديگه خوشحالم چون دوباره ميتونم ببينمت قربونت برم. ...
6 مهر 1392

صدای قلب دختر گلم

سلام دخترم ببخشید دیروز نتونستم خاطراتتو کامل کنم اما امروز میخوام تا الانو بنویسم که از این به بعد به روز باشی.   روز ٣١ شهریور برای چکاب رفتم بهداشت. ماما برام صدای قلبت رو گذاشت... وای چه حس قشنگی بود وقتی صدای قلب کوچولوتو شنیدم... قلبت مثل گنجشک میزد. اینقدر قربون صدقه ات رفتم که نگو و نپرس... هنوز جنسیتت رو نمیدونستم اما از روی صدای قلبت فهمیدم دختری! چون صدای قلبت ضعیف بود. وقتی اومدم بیرون به بابایی گفتم که صدای قلبتو شنیدم اونم خوشحال شد،کاش اونم میتونست صدای قلب قشنگتو گوش بده. ...
6 مهر 1392

شروعي شيرين

سلام دختر قشنگم ميدونم دير شده اما ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است. ميخوام به اميد خدا از امروز شروع كنم به نوشتن خاطرات من و تو و بابايي... اميدوارم خدا كمكم كنه. ...
5 مهر 1392