و اما امروز...
خوب دختر گلم رسيديم به امروز كه 6 مهره. امروز نوبت دكتر داشتم(راستي بهت نگفتم دكترم خانوم دكتر فريبا حقي يه). صداي قلب خوشكلتو دوباره هم شنيدم الهي فدات شم ماماني با اون قلب كوچولوت... خانوم دكتر سونو ام رو ديد اما گفت بايد يه سونو بررسي ناهنجاريهاي مادرزادي رو هم برام مينوشتن. (آخه براي نوشتن سونو پيش خودش نرفتم حسش نبود.) زنگ زدم از خانوم دكتر سجادي وقت سونو گرفتم. حالا قراره 20 مهر برم براي سونو. از يه نظر ناراحتم كه چرا بايد دوباره برم سونو شايد برات ضرر داشته باشه اما از نظر ديگه خوشحالم چون دوباره ميتونم ببينمت قربونت برم. ...




